سه شنبه سیزدهم دی 1384
دارم خودم را می خورم
تفاله ام
با درختی که ریشه می کند
بالاتر
با لحظه های شومی که نیستم نیستی
دوباره سفره ات را پهن کرده ای
با دستهایم که می برند
می لغزند
روی چارقدی که باید عصمتت باشد و
خواهش دستی
نفس بریده باشد
نفس بزند
تفاله ام را
تف کند به دامنت
تا بارور کنم
درختی که ریشه می کند
بالاتر
بالاتر
بالاتر ...
نوشته شده توسط دانيال قندي در ساعت 3:33 | لینک
|
