تبليغاتX
لکاته ای که الزامن تو نیستی ...

 

یک

دو

سه

یک

باید دوید

همیشه اول هر فراری دویدن است

سر در گم که می شوی

بوی کوچه

تو را به پیچ و خم پیوند می دهد

"قدم بزنیم...!"

یک

دو

سه

دو

جنگل در اغاز راهی ست

که انتهایش را

تکرار نکردهام

پایم را به پیچ خوردن عادت داده ام

"حرف بزنیم...!"

یک

دو

سه

سه

در جا که می زنی

دختران سفید چشم

با سیاهی دلهاشان

تو را به قمار خاکستری می خوانند

با شرط "زندگی"

"اصلاح شویم...!"

یک

دو

سه

چهار

باید برگردیم

دم خانه پارچه سیاه زده اند!!!!

نوشته شده توسط دانيال قندي در ساعت 3:41 | لینک  |