![]() |
![]() |
|
| ادبي اجتماعي |
|
از وسوسه انار هر شب عاشق مادر بزرگ می شود و دستانش را به هم اغوشی شاخه ها در هم می کشم گو نه های تکیده لب های نیمه باز اغاز وسوسه ایست از شوق نیاز -مادر بزرگ، قدم به بهشت می رسد؟ گرما واتش شوق هوس و دانه های اناری که می چکد... -مادر بزرگ، از دانه ها کدام را سوا کنم؟ شیدا و مست در کوچه های ابی دریا شانه به شانه انار دانه هوس |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 3:11 توسط دانيال قندي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|