![]() |
![]() |
|
| ادبي اجتماعي |
|
بر دستان شهر بوسه می زنی و نگاهت بوی خون می دهد غرق در امرزش شب منتظر به خواهشی و خواهش این شهر جای خوبی برایت نبود (( ای لبانت به ظرافت شعر)) بوسه می زنی بر دستان شب و شهر منتظر به نگاهت که بوی خون می دهد... |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 4:5 توسط دانيال قندي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|