![]() |
![]() |
|
| ادبي اجتماعي |
|
رگهایی که به غیرتم می زنند می زنم تا بریزم برای لکاته ای که الزامن تو نیستی دور خورده می شوم دوره می شوم و این عادت من است تا بریزم اصلن اگر خون نریزد یعنی باکرگی بی دستمال و حجله بی من هر صبح آبستنت می شوم و گوسفندانی که هر شب تو را می شمارند یادت گرفته اند که باکرگی دلیل خوبی است برای خنجر زدن از پشت |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 23:21 توسط دانيال قندي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|