یکشنبه دهم دی 1385
قلقلکم می دهد این ثانیه ها
می رقصم به ساز ناکوک
له له می زند
تشنگی سراب می بیند و من
هی پا به پا می شوم
کفشهایم را عوض می کنم
- صدای تپانچه -
برای رقص با پروانه ها
- شادی روح مرحوم
(( رحمه الله .....))
- تسلیت -
(( خرابه ها)) خرابم می کنند
باید پوتین بپوشم
سرباز شوم
این مرد ، رویای دخترم نبود
اصلا بیایید مرد ها را بکشیم
دیگر هوای عروس کردن نبود
- تسلیت -
می رقصم به ساز ناکوک
تا این ثانیه ها
که قلقلکم می دهند
بچرخد
خراب شوم
با (( خرابه هایی ))
که له له می زنند
عروس بمیرد و من
سرباز شوم....
نوشته شده توسط دانيال قندي در ساعت 3:6 | لینک
|
