تبليغاتX
لکاته ای که الزامن تو نیستی ... - کودک شصت ساله
ادبي اجتماعي
من در تو اتفاق افتادم

در من کودکی است شصت ساله

با سایه ای که خیال تو را دارد

من مادرم را لا به لای قابهای خالی پنجره

و اشکی که لحظه لحظه ام را

بدرقه می کرد

فراموش کرده ام

باید دوباره کودک باشم

با آرزوی بزرگ شدن

با قد پدر

و ریشهای پسر همسایه

که اندازه ام نبود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 0:54  توسط دانيال قندي |