![]() |
![]() |
|
| ادبي اجتماعي |
|
از اهالی تردیدم درنگ جایز باشد یا نباشد باید دور بزنم از چشمانت بهراسم بمیرم با تکرار خاطره هایت پیله می شوی حصار تنهاییم را سینه خیز در جا بزنی و این عین ضمانت است تا کاغذ پاره های خودم را قربان صدقه ات کنم بلا گردانم باشی با پیله هایی که حصار تنها ییم را جا می زند... |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 8:19 توسط دانيال قندي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|